|
کودک من خاطرات من و کودکم
| ||
|
[ شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 20:34 ] [ طلا ]
[ ]
تو که از هیچ، همه هست شدی، از میِ بود شدن، زدنٍ جامِ جهان مست شدی، با تو پیمان بستم، لیک، تو گسستی: زادی. پر زدی، بال گشودی، ننشستی، رو به آن بختِ بلند؛ تا فلک برجَستی. پسرم! نگران هیچ نباش. عهدمان پابرجاست. سرنوشتِ من و تو، قصّۀ خاک و گیاست. ریشه گر می ماند، گل اگر می روید، رود اگر نرم و روان است و رهی می پوید پرِ پروانه اگر بال زدن را زِ هوا می چیند، پیله گر سخت به آوند و علف می چَسبد، کاج اگر می بالد، چاه اگر می خُسبد آن چنان است که باید باشد. تو برو، می مانم. منِ دوار در این کعبه جان می گردم. من به این درد، به این لاجرمی می خندم. عهد را از سرِ خط، از ازل می بندم. تولدت مبارک پسرک بهاری من......
[ یکشنبه بیستم فروردین 1391 ] [ 18:53 ] [ طلا ]
[ ]
این روزها ،روزهایی هستند از جنس سرما اشک می آورند به چشم. استخوان می
ترکانند. روزهایی که هیچ عاقلی در زمستانی بودنشان شک نمی
کند! اما انگار چیزی در رخوت زمستانیشان جاری است. بال زدن پرنده ای نرم و سبک ،که اگر شوقی نداشت هرگز چنین شیدا نمی خواند. درختانی که پنهانی نفس میکشند تا سرما از وجود سبزینه درونشان بیخبر باشد.خورشید نازکی که گاه بی رمق سر از حجله برون میکشد. نشانه هایی بس ناپدید که اگر هرسال معنی اشن را تجربه نکرده باشی برایت گنگ می مانند. همه نشان از روزهای اسفند میدهند .......از نزدیکی بهار ......از سبز شدن زمین و زمان........ مانی این روزها ......همان فرزندی است که همیشه آرزویم داشتنش بوده......شیرین و دوست داشتنی ،گاهی وصف نشدنی.....صبحا با بوسه های گرمش بیدار میشوم .......و شنیدن این جمله آرزوی هر روزم است "به به چه مامان شیرینی"......و من مست شنیدن این همه محبتهای کودکانه اش مراسم چلاندن و بوسیدن و خنداندش را اجرا میکنم.....توده سلولی کوچکی که 40 هفته طول کشید تا موجودی شود بس دوست داشتنی و شیرین ،اکنون 4 ساله ایست که قلب و جانم از اوست...اندیشمندی که هر روز از داشتنش افتخاری نصیبم است..... بعد نوشت....هنوز برف می بارد.ننه سرما چقدر لحافت را می تکانی .....؟ عمو نوروز پشت درست...بگذار دلمان با سرسبزیه او خوش باشد......
[ یکشنبه هفتم اسفند 1390 ] [ 16:53 ] [ طلا ]
[ ]
راستی کارهای عیدتون رو انجام دادین ؟ برای سفره هفت سین تصمیم گرفتین ؟ اگه میخواید امسال متفاوت از هر سال باشید...و یا دوست دارین سفرتون تک باشه تو فامیل ٬ حتما به لینک زیر که کارهای یکی از دوستان هنرمندمه سر بزنین کارهای قشنگی داره که میتونه سفره امسال رو رنگی تر بکنه ..... http://navaart.blogfa.com/
برچسبها: نوروز [ یکشنبه شانزدهم بهمن 1390 ] [ 14:29 ] [ طلا ]
[ ]
در دل کوچکت چه میگذرد؟ و در برق سیاهی چشمانت که دلم را میبرد.
[ جمعه نهم دی 1390 ] [ 18:10 ] [ طلا ]
[ ]
|
||
| [ طراحی قالب وبلاگ : نایت سلکت ] [ Weblog Themes By : sibtheme ] | ||